أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
333
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
شعر طلع البدر علينا من ثنيّات الودأع * وجب الشكر علينا ما دعا اللّه داع « 1 » گشاده سايهوار در پاى آفتاب اوج ابهّت و وقار مىافتادند و داد شكرگزارى حضرت بارى مىدادند . آن حضرت نيز ظاهر را به آب و باطن را به نيّات خير و صواب اغتسال داده به روضهء جنّتنشان كه نزهتبخش حدايق جنان و خضرت [ 426 ] فزاى رياض رضوان است ، درآمده در آن آستانه سجدات تعظيم تقديم نمود . و چون كما ينبغى به نماز زيارت و ادعيهء ماثورهء طواف قيام و اقدام نمود و از روح مطهّر آن حضرت استمدادات كرده بيرون فرمود ، سادات و اكابر بلكه اعالى و اصاغر را به انعام و اكرام و الباس و اطعام مرفّه الحال و مقضىّ المرام فرموده ، دريابخش و دايرهء خان احسانش وضيع و شريف را بهرهمند ساخت . و از آنجا عازم سرخس شده در ايّام شعبان المعظم ولايت سرخس « 2 » به يمن مقدم همايونش معزّز و مكرّم گشته ، قاضى فضل اللّه در روز جمعه فراز منبر را بعد از ذكر ائمّهء اثنى عشر به القاب پادشاه گردونمعسكر مزيّن و منوّر ساخت و از آنجا عنان عزيمت به يد قدرت خالق قوىقدر سپرده در ضمن كلاءت و حفظ ملك منّان متوجّه مرو شاهجان گشت . و از آنجا جمعى از رزمآزمايان عسكر نصرتنشان را به رسم منقلاى به سركردگى دانه محمّد كه از متعيّنان اركان اين دولت بود تعيين كرده پيشتر فرستاد . و از غرايب آنكه در وقت رخصت دادن دانه محمّد بر زبان الهام بيان خسرو مويّد گذشت كه رشته ملاقات ما و دانه محمّد به تيغ تقدير انقطاعپذير گشت و ديدار ما و او به قيامت افتاد و دست قضا داغ اين الم را بر جگر او نهاد و نعم من قال : بيت زمان صحبت همصحبتان غنيمت دان * كه مىروند نه زانسان كه بازپيوندند [ 427 ] به بوستان جهان طرفه باغبانانند * كه هر نهال نشاندند باز بركندند
--> ( 1 ) . طلوع كرد ماه بر ما از پيچ و خمهاى بدرود ، واجب است شكر بر ما مادامى كه دعاكننده براى خدا دعا كند . ( 2 ) . سرخس : شهر سرخس بين سرحدّ ايران و روسيه است ؛ سرخس قديم كه در طرف راست هرى رود واقع است در تصرّف دولت روس و سرخس نو در تصرّف ايران است . اين شهر از شمال و مشرق به تركمنستان محدود است . ( خراسان بزرگ ، ص 156 ) .